مبارزه با نفس اماره :

مبارزه با نفس اماره :

یکی از مسائل مهمی که میتوان  آنرا فرق عمده سالک راه طریقت و اهل ظاهر و یا  فلسفیون و غیر تصوف دانست اینست که در عالم درویشی مرید هدفی دارد و  مرتباً در تلاش است تا  چیزی بدست بیاورد  و به عبارتی دیگر  می کوشد تا کعبه دلش را منقش به نقش جمال  معشوق خویش  نماید و همین امر باعث می شود تا مرید هیچگاه احساس نکند تا با چیزی مبارزه می کند بلکه بر آنست تا به چیزی برسد   و این برای مرید نه که دشوار نیست بلکه باعث آرامش وجود وی است . و در مقابل آن هستند عده ای از کسانی که سعی بر مبارزه با خود مسئله نفسانی  دارند و به عبارتی اگر  با مسئله نفسانی روبرو شدند  می کوشند تا نقش آنرا از دل خویش  بیرون کنند و همین تلاش برای بیرون راندن  آن مسئله نفسانی باعث  ماندگارتر شدن  بیشتر  همان مسئله  نفسانی  می گردد و نه آنکه از دل برون نمی رود بلکه در گوشه ای از ذهن می نشیند و  این تنها به خاطر آنست که در اینجا  می خواهیم  نفس را بیرون کنیم و در آنجا می کوشیم تا عشق را جایگزین کنیم  .

در روزهای آتی شیوه کامل آن از زبان گوهر بی نشان به عرض شما خواهد رسید . منتظر باشید .

ابلیس یا نفس؟

ابلیس یا نفس؟

 

از ابليس جوياي مسئله سجده نكردن او را شدند گفت: خدا مي خواست مرا اغفال كند. گفتند: مگر خداوند نگفت كه اين كار را بكن؟ مگر نه اينكه از كفار شناخته شدي بواسطه عدم اطاعت امر؟ ابليس گفت: براي من هر آنچه از طرف خداوند برسد نيكو است من خود او را مي خواهم. ابليس گفت من كسي را مي پرستم كه گل را برداشت و آدم درست كرد نه خود گل را. من تسليم آن نمي شوم كه خدا را رها كنم و بروم به دنبال گل، من او را پيدا كرده ام آب و خاك را چه مي خواهم. تمام بزرگان كار ابليس را تاييد مي كنند و او را از خاصان مي دانند زيرا او عملي انجام داد كه يكتا پرستيش را عيان كرد و فقط به دنبال معشوق بود. بعضي ها مي گويند: چرا اطاعت امر نكرد اينها از زبان شريعت مي گويند كار او را خطا مي دانند درست است كه اطاعت امر بايد بكند ولي عقل و شعور هم چيز خوبي است.

آن شيطان كه ما لعنت مي كنيم آن نفس ماست و به ابليس كار ندارد يعني انسان هر وقت لعنت بر شيطان كرد بايد دست بر بدن خود گذاشته و خود را نشان دهد مكان جسم هر شخص مكان شيطان اوست زيرا اشاره به هر طرف كنيم شيطان در ان مكان نيست اشاره به بالا كنيم جاي پروردگار است. اشاره به زمين كنيم جاي شيطان نيست بجز جسم انسان هيچ كجا جاي شيطان آدمي كه نفس باشد نيست. پس ما بايد لعنت بر نفس خويش كنيم. ما بايد از خدا صفات ابليس را بخواهيم كه او فقط خواهان معشوق بود. اگر گفتند: اولين عاشق زير اين آسمان كيست بايد بگوييم ابليس.

مبارزه با  نفس اماره

 

مبارزه با نفس اماره :

یکی از مسائل مهمی که میتوان  آنرا فرق عمده سالک راه طریقت و اهل ظاهر و یا  فلسفیون و غیر تصوف دانست اینست که در عالم درویشی مرید هدفی دارد و  مرتباً در تلاش است تا  چیزی بدست بیاورد  و به عبارتی دیگر  می کوشد تا کعبه دلش را منقش به نقش جمال  معشوق خویش  نماید و همین امر باعث می شود تا مرید هیچگاه احساس نکند تا با چیزی مبارزه می کند بلکه بر آنست تا به چیزی برسد   و این برای مرید نه که دشوار نیست بلکه باعث آرامش وجود وی است . و در مقابل آن هستند عده ای از کسانی که سعی بر مبارزه با خود مسئله نفسانی  دارند و به عبارتی اگر  با مسئله نفسانی روبرو شدند  می کوشند تا نقش آنرا از دل خویش  بیرون کنند و همین تلاش برای بیرون راندن  آن مسئله نفسانی باعث  ماندگارتر شدن  بیشتر  همان مسئله  نفسانی  می گردد و نه آنکه از دل برون نمی رود بلکه در گوشه ای از ذهن می نشیند و  این تنها به خاطر آنست که در اینجا  می خواهیم  نفس را بیرون کنیم و در آنجا می کوشیم تا عشق را جایگزین کنیم  .

در روزهای آتی شیوه کامل آن از زبان گوهر بی نشان به عرض شما خواهد رسید . منتظر باشید .

نفس

یا بسم الله الحمن الرحیم

نفس

انسان هر چه در راه درویشی جلوتر میرود  ، نفسش   بیشتر از طلبش است.انسان هر چه به جلو نزدیک می شود ،  خطر بزگتر می شود.کسانی که  در  نظر مردم یا در  نظر  خودشان  بزرگ می شوند ،  به خطر هم نزدیک می شوند.

دو چیز است که  به هیچ عنوان از انسان جدا نمیشود.  یکی .....

ادامه نوشته

غرور وتکبر

یا بسم الله الرحمن الرحیم

غرور و تکبر

نفس است که بازیچه تکبر هم می شود.دو چیز انسان را ول نمی کند.یکی نفس و دیگری تکبر.

هر چه به نظر خودش یا به نظر بقیه بزرگ می شود از نظر اسم و رسم به خطر نزدیک می شود که

همیشه عرفا هر چه نزدیک می شوند خواهش از حق تعالی می کردند:الهی پروردگارا!

ادامه نوشته

عشق و نفس