اهل دل

اهل دل

 

اهل الله اهل توكل است؛ اهل يقين است. ما اهل باور هستيم، جمع فقير يعني جمع باور يعني جمع يقين. ما بر هر چيزي يقين مي كنيم و به نتيجه مي رسيم. عده اي ما را ساده لوح فرض مي كنند و مي گويند اگر ساده لوح نبودند چهل يا پنجاه نفر آنها نمي آمدند نزد يك نفر بنشينند و ببينند كه چه مي گويد و عمل كنند. بله ما ساده لوح هستيم و ساده لوح نسبت به اعتقادات و آنچه تقبل كرده ايم و قرار گذاشته ايم. دروغ به انديشه ها و باورهاي خود نگوييم.

خدا عاشق كساني است كه نسبت به اعتقادات خود راستگو باشند و باور داشته باشند و عمل كنند به انديشه هاي خدا پسندانه خود.

ما بندگان بي دردسر خدا هستيم كه يک رو داريم نه هزار رو باشيم.

درويش اهل توكل و يقين است و طمعكار نيست كه با يك عبادت و نماز خواندن طلب كار خدا باشد كه من اين كار را كردم پس تو خدا ده تا چيز به من بده.

رابعه را در مكه در دور حرم مطهر ديدند از رابعه پرسيدند از خدا چه خواستي گفت: از خدا خواستم كه هيچ چيز از او نخواهم. اين را مي گويند بنده بي دردسر خدا.

اما همينكه چشممان به پرده خانه خدا افتاد از خدا هزاران چيز مي خواهيم و درب شكايت را باز مي كنيم اين هم يك بنده خداست بنده طلبكار خدا.

اينكه مي گويند: اهل پرواز شويد نه پرواز جسم است پرواز روح است. نشسته گوشه اي سربر زانو چشمانش را بسته است با كسي حرف نمي زند اما پرواز مي كند. گاهي ديده اند كه خواب هستيد و خواب مي بينيد، گاهي خواب مي بينيد در يك باغ زيبا هستيد و كنار جوئي از آب و يا جايي با صفا هستيد از خواب بيدار مي شوید ناراحت مي شويد كه چه خواب خوبي بود كاش باز آنجا مي رفتم. اين روح است كه پرواز كرده است.

 گاهي خواب مي بيند در چاهي گرفتار هستيد يا در بنديد و خواب وحشتناك مي بينيد از خواب مي پريد و مي گويد خوب شد بيدارشدم اين پرواز روح است.

روح از بدن پرواز مي كند مي رود گردش، تفريح، گاهي به زيارتگاهها مي رود گاهي گرفتار مي شود. مي گويند: كسي كه خواب است ناگهاني صدايش نكنيد ديوانه مي شود و آهسته و آرام بيدارش كنيد چرا؟ چون روح از بدن خارج شده است و بيداري ناگهاني بواسطه طول كشيدن تا ورود روح بر جسم باعث اذيت و آزار جسم مي شود روح نيازمند پرواز است و انسان تسليم برخواسته روح است.

همينگونه كه انسان تسليم بر نفس است تسليم بر عقل است تسليم بر روح هم هست. غذاي روح ان خواهش ها و اميال شماست در بيداري هر چه شما خواستيد و به دنبال ان بوديد و بدن را تشويق به آن كردي و نيازمند و حريص به خواسته هاي جمعي خود كرديد و يا خواسته دلي، روح در پرواز به طرف همان مي رود به خاطر همين است كه مي گويند: اهل دل باش؛ عاشق باش.

چرا همواره صحبت از دل و عشق است؟ مي خواهند منحرف شوي مي خواهند در پرواز روح تو را به طرف معشوق ببرند، بطرف دوست ببرند، بطرف ميل دل ببرد، اين است راز پرواز.

فرق اهل الله و خلق الله

فرق اهل الله و خلق الله

 

انسان در اين راه روزش حساب بايد داشته باشد، شبش حساب بايد داشته باشد ، بين الطلوعينش حساب بايد داشته باشد.

اهل دل بايد بيايد و بين الطلوعين را در خودش قرار دهد . اهل الله با خلق الله فرقشان در همين است. اهل دل با ثواب و عقاب كار ندارد.

فرق اهل الله با خلق الله

فرق اهل الله با خلق الله

 

شروع هر مطلب با كلمه بسم الله است و كلمه بسم الله كليد هر كاري مي باشد و بسم الله پناه هر بي پناهي  است و ما غير پناه بسم الله هيچ پناهي ديگر نداريم و فرق عمده اهل دل با مردم در اين موضوع است.

اكثريت مردم بر اين عقيده هستند كه براي پاك شدن از گناهان با شب زنده داري و احيا در سه شب ماه رمضان، مسئله حل مي شود. اين عقيده خلق الله است يعني همين كه اين ماه تمام شد باز گناه را شروع مي كنند ولي اهل الله اهل گناه نبايد باشند اگر گناه كرد توبه همانوقت بايد بكند.

اهل الله همه اش بايد در مقام توبه حركت كند، يكي از مقام هاي اهل الله در طريقت اين است كه همه اش بايد در حال توبه باشد و در مقام توبه حركت كند. اهل الله صبر نمي كند كه شب شود يا روز شود و يا روز عاشورا يا شبهاي ليله القدر كه شد توبه نمايد، براي او هر شب و هر روز ليله القدر است فرق اهل الله با خلق الله فاصله زيادي نيست. فاصله باور داشتن و يقين داشتن است و تقليد كردن. فاصله تقليد است و تحقيق. انسان يا در عالم تحقيق زندگي مي كند يا در عالم تقليد زندگي مي كند.

حركت اهل دل

حركت اهل دل

 

يكي از بدبختيهاي ما اين است كه اهل تحقيق نيستيم و اهل تقليد هستيم، تقليد باطل، حاضر به بررسي نيستيم و تحقيق كامل نمي كنيم. اگر كسي بخواهد فردي را اغفال كند در مدت كمي او را اغفال مي كند، اغفال كننده نه در فكر نفع هست نه در فكر ضرر است.

 زبان عرفان مي گويد تا نديدي نگو راه راست برويد.

 

ادامه نوشته

عاشق دلسوخته

عاشق دلسوخته 

 

عالم فقر را نبايد شوخي گرفت. آنها جدي مي گيرند و اگر عملي را جدي گرفتند تخفيفي ندارد، اگر رحم كردند نظير ندارد.

عاشق و دلسوخته در زير اين آسمان هست ولي ديده نمي شود.

 يك عده را خداوند يك لباسي به آنها مي‌پوشاند كه ما آنها را نشناسيم اينها مردان حق هستند و در جامعه گم و بي نام هستند.

مولانا مي فرمايد:

هر كه را اسرار حق آموختند                        مهر كردند و دهانش دوختند

آنچه مانع حركت انسان است كينه در دل انسان است.

دل اگر مركز كين است كه مردم دارند 

 هر كه يك دل شكند كعبه اي آباد كند

ظهور كردن

.

ظهور كردن

 

اگر در مكاني ديديد قبري وجود دارد و بارگاهي دارد و مال چند صد سال پيش است اين عادلي بوده است امروز عدالت او سبز شده است.

هر چيزي حق و باطل دارد ممكن است ان موقع در حيات او يا چندي بعد از او پيدا شود ولي يقيناً پيدا مي‌شود.

بعضي ها تا هستند كسي آنها را نمي شناسد ولي همينكه رفتند مي گويند فلاني اين كار را هم كرد و خدا رحمتش كند اين كرسي عدالت است.

 در زمان علي انها كه با علي مخالفت مي كردند جايگاهي ندارند ولي گاهي يكي از فرزندانشان با دل حركت كردند و به طرف امير المومنين امدند و اكنون جايگاهي دارند. اين جايگاه را علي حفظ كرده است. اين جايگاه را خود علي حفظ كرده است.

مقام اهل الله

مقام اهل الله

 

انسان تا از نفس خود نگذرد به جايي نمي رسد، همينطوري كسي به جائي نمي رسد. تا شب نروي روز به جائي نرسي.

فرق اهل حق با خلق الله اين است كه اهل الله يا اهل حق دل سوخته اند هر چه را كه بخواهي بسوزاني دود دارد. دود دل سوخته آه است.

اگر كساني نامشان پا بر جاست و صدها سال است كه نام آنها بر سر زبانها است. آنها كساني بوده اند كه راه علي را درك كرده اند. اگر راه علي را درك كرديد، از كساني مي شويد كه نزديك خدا مي شويد.

هر موقع وقتش شد مي بينيد كه اهل دل چقدر مصيبت كشيده اند و صدايشان در نيامده است. چقدر ظلم كشيده اند و صدايشان در نيامده است.

 چقدر مشكل است نزديك شدن به پروردگار عالميان. در دهانتان را مي گيرند و مي گويند بدو.  در چشمانتان را مي گيرند و در گودالها مي گويند بدو و بايد طاقت و گذشت داشته باشيد و صدايتان در نيايد.