حركت اهل دل

 

يكي از بدبختيهاي ما اين است كه اهل تحقيق نيستيم و اهل تقليد هستيم، تقليد باطل، حاضر به بررسي نيستيم و تحقيق كامل نمي كنيم. اگر كسي بخواهد فردي را اغفال كند در مدت كمي او را اغفال مي كند، اغفال كننده نه در فكر نفع هست نه در فكر ضرر است.

 زبان عرفان مي گويد تا نديدي نگو راه راست برويد.

گفتار انسان، رفتار انسان، كردار انسان و افكار انسان معرف اوست، اگر انسان در عالم توكل و تسليم حركت كند ضرر و زيان مردم براي او فرق نمي كند. درويش بايد با سكوت و دروني حركت كند و كاري به كار كسي نداشته باشد كه او عادل است يا ظالم.

درويش خودسازي است و بايد با خودش كار كند.

 اهل دل و اهل سلوك، و اهل راه بايد از پروانه درس بگيرند، چون پروانه اهل دل است از بال سوزان مي شود تا به دل. او مي داند كه دارد مي سوزد و هر چه سوزش بيشتر مي شود ذوق بيشتر به شمع پيدا مي كند. او حساب نفع و ضرر نمي كند شمع معشوق اوست.

انسان در حركت دل به مقامي مي رسد كه پرده دل شناسي او عقب رفته و دو چشم دلش روشن مي شود. بررسي ظاهر و باطن افراد براي او مقدر مي شود ولي از آنطرف زبان او را مي بندند.

هر كه را اسرار حق آموختند            مهر كردند و دهانش دوختند.

اول صبر او زياد مي كنند بعد شم باطن بين را به او مي دهند. با چشم باطن درون افراد را مي بيند كه چيست؟ گاهي انسانها را به صورت حيوان مي بيند و خصوصيات حيوان مورد نظر را در او مي بيند ظاهر او انساني و چهره و صفات درونش حيواني است.

يكي از تفاوتهاي اهل دل با مردم اين است كه مردم مي خواهند لباسشان زيبا باشد، صورتشان زيبا باشد، و صفات ظاهرشان مد نظرشان است ولي اهل دل، اهل سيرت نيك است، اهل باطن زيبا است اهل صفات نيكو است، اهل بدست اوردن صفات رحماني است.

مي گويند يك فقير و يك شاه برابرند بخاطر اينكه فقير از نظر صفات شاه است نه از نظر پست و مقام آن.

 عظمتي كه در فقير است در شاه هم هست. فقير حاكم بر نفس خود است.