درك حق
درك حق
در سفري كه رابعه به مكه داشت از او پرسيدند: هدف شما براي زيارت خانه خدا چه بوده است؟ گفت: من نيامده ام كه اين بنا را زيارت كنم آمده ام خود خدا را زيارت كنم. گفتند: خواسته هايت چيست؟ گفت: خواسته اي نداشتم يك چيز از خدا خواستم كه هيچ چيز نخواهم. گفتند: چه ديدي در خانه خدا؟ گفت: من در خانه خدا ابليس را ديدم که طواف کعبه می کرد . گفتند: چه سؤال كردي از او؟ گفت: پرسيدم براي چه به اينجا امده اي؟ گفتم اي ابليس كه تو رد پروردگار عالميان هستي اينجا چه مي كني؟ ابليس گفت: نه من تائيد پروردگار هستم. رابعه گفت: براي من توضيح دهيد. گفت: من ديدم خداوند با خاك و آب، آدم را خلق كرد و من عاشق كسي هستنم كه آدم را خلق كرد.
رابعه گفت: خدا تو را لعنت كرد تا قيامت، بواسطه عدم اطاعت امر خداوند در سجده بر آدم . ابليس گفت: من يكتا پرست بودم من عاشق حق بودم.
عاشق برايش جهنم و بهشت فرق نمي كند. من عاشق كسي شده ام كه با اين خاك و آب آدم خلق كرده است. خداوند فرمود: سجده كنيد به آدم و تمام ملائك امدند و سجده كردند و من ديدم خداوند مي خواهد ما را امتحان كند و فريب دهد. رابعه گفت: ابليس به من ثابت كرد كه او يكتا پرست است . رابعه مي گويد گفت: پس چرا همه سجده كردند. ابليس گفت خداوند هزاران سال بعد در قرآن جواب داد كه اكثرهم لا يعقلون اكثر مردم نمي فهمند و عقل ندارند و درك نمي كنند و اين سند كار من است و نفرين و دعاي خداوند براي من يكي است و خداوند را من دوست مي دارم و عاشق او هستم و عاشق به دنبال نفع و ضرر نيست.
گفتند: رابعه نفس تو چه خواسته است؟ گفت نفس من 40 سال است طلب خرما كرده است و من به ان خرما نداده ام.