حج و ديدگاه عرفاني
حج و ديدگاه عرفاني
منظور از عرفه و عيد قربان و مناسك آن خود بس دشوار است و دانستن آن بر هر حاجي واجب است و او بايد بداند براي چه مي رود؟ چرا لباس سفيد بنام كفني مي پوشد؟ چرا بر او تعداد از حلالها حرام مي شود؟ چرا در عرفه مي ماند؟ چرا مروه مي رود؟ و چرا سنگ به شيطان مي زند؟ دليل و ارزش اصلاح چيست؟ و قرباني كردن چيست؟
آنچه حرام است و انچه حلال است چيست؟ اول بايد بدانيم چرا حلال حرام مي شود و چرا بعضي واجب؟
اصل حركت به سوي معبود خالي شدن از خود و برون رفتن از درون خود و پاكي وجود است و گسستن تمام دلبستگي هاي دروني و بيروني و اتصال به حق است و توجه كامل به او.
به خاطر همين اصل اسلام براي حاجي تعدادي از حلالها را كه ريشه مادي دارد و انسان را به غير حق متصل مي كند را حرام مي كند و اين خود يك اصل است در اسلام.
علت حرام شدن اين است كه مانع هدف اصلي شخص قرار مي گيرد.
هدف از حج آن نيست كه انسان برود آن سنگ را بزند و يا سر بتراشد يا منا يا عرفات برود و صفا و مروه برود و طواف خانه خدا داشته باشد. اينها قانونهاي چند اصل است كه در اسلام قرار گذاشته اند.
بيست و شش چيز براي او حرام مي شود و اين نه اينست كه در اين ايام حج فقط بر او حرام است اگر حرام مي شود براي دائم حرام مي شود به استثناء چند مورد مثل ازدواج و زناشوئي ولي مسلماً بقيه اش حرام است و نه حرام وقت و ساعت معين و اين در تمام طول زندگاني او است.
مثبت هاي ظاهري حج:
حاجي مي رود مكه و در بازگشت واجب الصور مي شود و بايد به اطرافيان صور بدهد و به اطرافيان برسد از يك طرف براي نزديكان مستطيع به خرجهاي متفرقه و سوغات مي شود و اين خود يك مثبت است.
انواع مستطيع: ما چندين مستطيع داريم نه يك مستطيع، اگر بخواهيم تقسيم كنيم چندين مستطيع داريم با تفاوتهاي زياد: چرا همه قرار است لباس سفيد بپوشند.
چرا بايد لباس سفيد بپوشند؟
ما در دو جا مساوي هستيم، در قيامت و در مناسك حج، ما در مناسك حج چند روزي اعمالي داريم كه لباس سفيد مي پوشيم براي اجراء اعمال واجب خودمان بنام احرام و یک لباس سفيد هم مي پوشيم در قيامت براي تحويل دادن حساب و كتابمان بنام کفن، و در هر دو موقع حساب، بر اين كه چقدر مال داريم يا نداريم نيست، يعني با مال انسان كاري ندارد اينها صورت اعمال انسان را بررسي مي كنند. كفن همان كفن است.
روزي كه قرار می شود برود حج؛ لباس سرا پا سفيد مي پوشد براي انجام اعمال حج يا اعمال مستطيع شدن. اينجا لباس سفيد مي پوشد به خاطر اينكه اعمال كه تمام شد؛ ملائكه ای هستند مخصوص بررسي اعمال آن شخص كه آيا اين حاجي اعمالش را كامل و صحيح به جا آورد يا نياورد.
آنجا هم نمي پرسند كه حاجي كه مي خواهد اعمالش را به جا بياورد، با پول مكه مستطيع شده يا با چند ميليارد پولي كه داشته است. براي حساب ملائكه اعمال او مد نظر است.
شخصي كه مي خواهد مشرف شود خانه خدا چندين شرايط دارد:
انساني كه مشرف مي شود قبل از مشرف شدن بايد اعمال و رفتارش را بررسي كند كه تكليفش چيست.
البته اگر بخواهيم بررسي كنيم و مشخص كنيم دستور چي هست و كي مي تواند برود و چه كسي نمي تواند برود فكر نكنم كسي بتواند برود زيرا در وابستگان او كساني هستند كه واجب كمك مالي باشند. انسان بايد اول بررسي كند بعد مشرف شود.
كسي كه مي خواهد حركت كند بطرف مكه از محل حركت بايد لباس مخصوص را بپوشد يعني خودش يقين كند كه اين لباس را پوشيده ام و بايد بيست و شش حرام را رعايت كنم.
اگر كسي عاشق اين راه است قاعده كار بايد اينگونه باشد.
اسلام راه را باز كرده است و مشكلات را كم كرده است كه مسلمانان راحتر باشند ولي اصولاً بايد اينگونه باشد كه انسان همينكه از اينجا حركت كرد مسلماً بايد ان لباس مخصوص را به خودش پوشيده ببيند. يعني آن خانم بايد حرام شود و الي غير.
بعضي ها مي گويند: كه ما يك ماه مي خواهيم برويم مسافرت و او همسر ماست. اگر كسي به ان حال باشد او نمي تواند بگويد:
«الهي العفو؛ يا رب و لبيك بگويد»