یا بسم الله الرحمن الرحیم

فرق شریعت و طریقت  

 علم شریعت آموختنی است و علم حقیقت یافتنی است.علم شریعت  به تلقین

 است و علم حقیقت از نور یقین است .علم حقیقت آفتابی است که آدمی به نور

 عزت از آفاق دل .........او ذات نبوت و رسالت بشناسد.

                                            تفسیر قرآن مجید خواجه عبدالله انصاری

                                                                                      صفحه 611-سوره انبیا-آیه 7

                          -----------------------------------------------------------------------

پا گذاشتن بر دوش پیغمبر توسط  حضرت علی ، یعنی این شریعت ( حضرت محمد )

  و آن طریقت ( حضرت علی ) ؛اگر کسی شریعتش کامل نباشد چطور می تواند به

 طریقت دست پیدا کند  ؟!

 ما باید مواظب شریعتمان باشیم.  از شریعت ما می توانیم به طریقت برسیم .  ما

 دارای طریقتیم،  ما از شریعت رد شده ایم  ،  یعنی آن موقع رد میشویم  که

 شریعتمان کامل شده باشد.  به همه واجب است که به همه امور شریعت وارد

 باشند .  همینطور که وارد شد بعد می تواند به طریقت وارد شود و شروع

 کند .طریقت کی است؟  آیا طریقت راحتتر است یا شریعت؟  هر کدام را عمل کنیم

 یک حدودی دارد  ،  از زمین تا پای طریقت یک قد پیغمبر ،شریعت است و از پای علی

 تا آسمانها طریقت است.

از زمین تا شست پای علی بن ابیطالب شریعت است،از کف پای علی تا آسمانهای

 مخصوصی که جبرئیلها دارند توی آنها زندگی می کنند،کسانی دیگر دارند زندگی می

 کنند ،از کف پای علی تا آسمان هفتم این راه طریقت است.

 

 

اینست که عالم شریعت اطاعت امر و دستورات است .  یعنی به آنها می گویند که

 آقا این کارها را بکنید.   شریعت که تمام شد   طریقت رسید ،  می گویند امر شد .

   در شریعت آن امر تکلیف است  و در طریقت ، این امر است . اینجا به او امر می شود که این کار را بکن.

یک وقت است که  یک کسی ،  یک وظیفه ای دارد و  وظیفه اش را خودش انجام می

 دهد و می رود .یک وقت یک کسی مسئولیتی دارد ،  مسئولیت تا کی؟ کسی که

 مسئولیت دارد شب توی خانه اش هم نمی تواند بخوابد. می گوید نکند یک اتفاقی

 بیفتد برای من. طریقت یعنی این!  طریقت این نیست که انسان بلند بشود و برود و

 بگوید از بدبختی خلاص بشود و بگوید ما آن روزها بودیم و حالا دیگر نه. اگر شنیده اید

 که گفته اند مشکل است یعنی این .  یعنی مسئولیت. از عالم شریعت که خلاص

 شدی به عالم طریقت رسیدی ،  یعنی عالم مسئولیت.  تا آن موقع که به خاکش

 می سپارند این مسئولیت را دارد.هر که انشاءالله روشن می شود،هر که انشاءالله

 بیدار می شود،هر که انشاءالله کشف می کند و  یک چیز بدست میآورد  ، چیز

 بیشتر          می خواهد ،  پس نگوییم ما همین را می دانیم و خلاص شد، نه ... 

 انسان موقعی که روشن شد،  آگاه شد به طریقت،   طریقت را شناسایی کرد،

  باطنش آگاهی پیدا کرد،با طریقت قاطی شد ،  تازه آن موقع بسم الله گفته و به

 هوش آمده است.آن موقع باید به تلاش بیفتد،خوب ما تا کی باید این کار را بکنیم تا به نتیجه برسیم .

 مرده را آوردند گذاشتند جلوی بابا طاهر ،  گفتند : بابا طاهر چی یک عمر دیوانه بازی

 درآورده ای و اینها را می گویی ،  اگر راست می گویی یک چیزی به این مرده بگو!...

 به مرده گفت : بلند شو  ، مرده بلند شد!حالا از آن نپذیرفتند و چیزی هم نبود که او

 را از شهر بیرون کنند .

 امام حسین (ع) را به دامن پدربزرگش گذاشتند تا نام گذاری کند.ایشان شریعتش

 کامل بود ، داشت طریقت را طی می کرد.

زبان طریقت یعنی کربلا،زبان طریقت یعنی روز عاشورا، زبان طریقت یعنی روز تاسوعا،

 زبان طریقت یعنی شب نوزدهم ماه مبارک رمضان، زبان طریقت یعنی روز بیست و

 یکم، زبان طریقت یعنی روز بیعت ، زبان طریقت یعنی روزی که امام حسین (ع) را

 دعوت کردند و می خواستند از آن دعوت بگیرند.اینها همه زبان طریقت است.